مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

را هم مورد مطالعه قرار دهيم و اعتراف كنيم كه ما در گذشته اين اشتباه را مرتكب شده‌ايم كه اين داستان را فقط از يك طرف آن مطالعه كرده‌ايم و غالباً آن طرف ديگر داستان را مسكوتٌ عنه گذاشته‌ايم ؛ يعنى ما نمايشگر قهرمانيهاى جنايتكارانهء پسر معاويه و پسر زياد و پسر سعد بوده و هستيم . من براى اين دسته‌ها « 1 » حقيقتاً احترام قائل هستم چون ابراز احساسات است ، احساساتى صددرصد طبيعىِ ناشى از عقيده و ايمان . آنهايى كه مىدانند اگر در يك ملت احساسات طبيعى ناشى از عقيده و ايمان دربارهء قهرمانان بزرگ آن ملت وجود داشته باشد چقدر ارزش دارد ، مىدانند كه من چه مىگويم . نبايد اينها را نسخ كرد ، نبايد با اينها مبارزه كرد ، بايد اينها را اصلاح كرد . بايد اين احساسات بسيار بسيار عظيم را كه فقط ناشى از قدرت عقيده و ايمان است ، اصلاح كرد . آيا اگر شما ميلياردها دلار خرج كنيد ، مىتوانيد يك چنين احساساتى در ملت به وجود بياوريد ؟ ! . اينكه آن بابا از جيب خودش پول خرج مىكند ، خودش را بيكار مىكند ، زنجير برمىدارد پشت خودش را سياه مىكند و اشك او هم متصل جارى است ، ارزش دارد و نبايد با آن مبارزه كرد و گفت اين كارها وحشيگرى است . ابراز احساسات براى قهرمانان بزرگ تاريخ وحشيگرى نيست . فقط اشتباه او در اين است كه وقتى مىخواهد ابراز احساسات كند ، به شكلى ابراز احساسات مىكند كه نمايشگر قهرمانى جنايتكارانهء جنايتكاران و نمايشگر مظلوميت آن كسى است كه به او عشق مىورزد و علاقه دارد . او نمىداند حالا كه مىخواهد نمايشگرى بكند بايد طورى نمايشگرى بكند كه نمايشگر حماسهء حسينى باشد ، نمايشگر آن جنبهء نورانى و روشن تاريخ عاشورا باشد ، نمايشگر روح حسين بن على باشد . خوشبختانه كم و بيش اين بيدارى پيدا شده است و گاهى انسان به چشم مىبيند كه بعضى از دستجات توجه كرده‌اند كه چه بايد بكنند و چه مىكنند . مرد بزرگ ، روحش صاحب حماسه است ، خواه براى خودش كار كرده باشد يا براى يك ملت و يا براى بشريت و انسانيت كار كرده باشد و يا حتى بالاتر از انسانيت فكر كند و خودش را خدمتگزار هدفهاى كلى خلقت بداند ، كه اسم آن را « رضاى خدا » مىگذارد ، بدين معنى كه خداوند اين خلقت را آفريده و براى آن يك مسير و هدف كلى

--> ( 1 ) . [ دسته‌هاى عزادارى ]